عضویت





دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

برترین ارسال کنندگان

admin66
mrhbk3657
h00sein50
avril_nice8430
Kamyar14
rezatati10
rezak9
jab3h7
haghaei5
mehdi_k3
aminem3
kamran_dotnet3
mortezaeb653
saeed13543
HAJ MOJTABA2
Mohmisa2
ghayour2
hadi_nn2
amin712
hamedok1
tiregan1
amirkhan631
GHolam A1
danial821
rzjafarzadeh1
Jingelberd1
ShayanFBI1
googool1
mehrdadnew20081
mehrun1
farid13541
danial861
alireza44431
mj 6661

خبر رسان سایت

زیرنویس دات کام
پایگاه زیرنویس

جستجو در فرهنگنامه (نتایج به محض تایپ حرف مورد نظر نمایان میشود)

π - 1998 - عدد پی چاپ ارسال به دوست
نوشته مهدی هداوندی   
 pi_dvd

نام فیلم :

عدد پی (PI)

ژانر :

جنایی روانی ، علمی تخیلی

کارگردان :

دارن آرنوفسكی (Darren Aronofsky)

فیلم نامه نویس :

دارن آرنوفسكی (Darren Aronofsky)

شان گولت (Sean Gullette)

اریك واتسون (Eric Watson)

تهیه کنندگان :

اریك واتسون (Eric Watson)

بازیگران :

شان گولت (Sean Gullette)

مارك مارگولیس (Mark Margolis)

بن شنكمن (Ben Shenkman)

موسیقی :

كلینت منسل (Clint Mansell)

تدوین :

اورن سارچ (Oren Sarch)

فیلم بردار :

كریس بیر لین (‍Chris Bierliien)

توزیع کننده :

Universal Pictures

تاریخ انتشار :

10 جولای 1998

زمان :

84 دقیقه

رده بندی سنی

R   افراد زیر ۱۷ سال با همراهی والدین تماشا کنند.

بودجه فیلم

60 هزار دلار

فروش فیلم

3.2 میلیون دلار

 

 


درباره فیلم:

فیلمی "عدد پی" ساخته دارن آرنوفسكی گارگردان آمریکایی ، محصول سال 1998 می باشد. این فیلم برنده جایزه بهتریان کارگردانی از جشنواره سان دنس (Sundance) و برخی از جشنواره های دیگر شد

عنوان فیلم به عدد ثابت ریاضیات که مبنای بسیاری از معادلات ریاضی می باشد اشاره می کند.

فیلم "عدد پی" روی نگاتیو سیاه و سفید فیلم برداری شده است و با حداقل بودجه که با سرمایه گذاری شخصی "دارن آرونوفسکی" و بوسیله قرض هایی که او از دوستان گرفت (حدود 60 هزار دلار) ساخته شد. به گفته عموم او بودجه این فیلم را با فروش سهام های صد دلاری برای سرمایه گذاری در فیلم ساخت.

با وجود انتشار محدود فیلم روی پرده های سینما ، فیلم در آمریکا بیش از سه میلیون دلار فروش کرد و فروش دیویدی فیلم هم به عنوان بسته همراه فیلم بعدی این کارگردان بسیار قوی بوده است.

 

 


نمای داستان :

فیلم در باره یك ریاضی دانی است كه در گوشه ای ازمحله چینی ها كنج عزلت گزیده و در صدد یافتن عددی است كه (فکر می کند با آن می تواند پولدار شود) اما در این میان دو دسته دیگر نیز به این عدد نیاز دارند زنی سیاه پوست كه از طرف یك شركت سازنده پردازنده می باشد و دیگری شخصی یهودی است ...

 

 


تحلیل فیلم :

دارن آرنوفسكی جوان و با ذوق با دوربین خود به حل ، شاید بهتر به وصف مسئله باقی در ذهن بشر می رود اما این بار بشر، بشر مدرن است بشری كه با اعداد و ارقام سر و كار دارد بشری كه با منطق ریاضی ، منطقی كه اشتباه یا تردید در آن وجود ندارد به حل فلسفه وجودی می رود و می خواهد حقایق را كشف كند آن هم با ابزاری كاملا منطقی ، ریاضیات .

1-     ریاضیات زبان طبیعت است .

2-     همه چیز اطافمان را میتوان با اعداد و ارقام ، تفسیر و درك كرد .

3-     اگر نمودار هندسی اعداد هر سیستمی را رسم كنیم الگوهای خاصی پدید می آیند .

بنابر این الگوها در همه جا ی طبیعت وجود دارند حتی در خورشید (كه می توان آن را نشانی از خدا گرفت كه به كنایه در ابتدا فیلم میشنویم كه مكس نصیحت مادر كه زل زدن به خورشید بود  را برای او را منع كرده كه نشانی از ایجاد سطحی نگری ایجاد شده توسط نسلهای قبل می باشد )

مكس نمونه بشر مدرن كه در گوشه ای از محله چینی ها كنج عزلت گزیده و تنها با اعداد و ارقام و كامپیوتر خود سر و كله می زند و از دین و مذهب فراری شاید هم نیازی به آن ندارد ( لنی مایر : مذهبی هستی . مكس : نه علاقه ای به مذهب ندارم .) . حال چرا در محله چینی ها ؟ محله چینی ها نمونه ای كوچك از جهان است مردمی كه به اجبار ( ما دلیل اجبار را نمی دانیم ) به جایی آمدند ( این دنیا ) كه موطن آنها نیستند ولی اجبارا آنجا به رفتار های معمول زندگی می كنند.

 حتی نسل جدید آنها هم (جنا دختر همسایه) دارای مقدمه ای درون ذهن خود برای آینده خود برای كشف حقیقت دارد (ر.ك به سكانسی كه جنا از مكس سوالاتی می پرسد كه جواب آن او را متحیر می كند) . دو دسته ی دیگر كه به مكس نیاز دارند حال برای مقاصد شخصی، سرمایه داری و مذهبیون . نماد سرمایه داری زن سیاه پوست كه نشانه ای از لطافت ظاهری ولی خشونت و سیاهی داخل است ( سكانس تهدید مكس را بیاد بیاورید ) و مذهبیون كه مرد یهودی نماد آن می باشد البته یهودی بودن بیشتر به علت اغراق در خشن بودن انتخاب شده ولی بیشتر همان مذهبی بودن مد نظر است .

سرمایه داری فقط كشف حقیقت را وسیله ای برای كسب درآمد و مذهبیون برای به روز كردن خود و شاید پیدا كردن مریدانی كه دیگر با معجزات دین نمی آورند ( سكانس جر و بحث بین سران جهود واقعا جالب بود )  . سیاهی كه گه گدار با كنتراست بالا می بینیم قصد در نمایش سیاهی سه دسته موجود دارد سرمایه داری ، مذهبیون و خود مكس ، سیاهی كه در اثر دنبال كردن جزئیات و رها كردن كلیات می باشد به وجود آمده و ولی دو چیز سعی در جلوگیری از این سیاهی دنیای مكس دارد یكی مادیات و لذات مادی (سكس و زن و ...سكانسی را به یاد بیارید كه در هنگام زدن دكمه Return ناگهان صدای دختری كه در همسایگی اوست او را لحظه ای باز می دارد  ) و دیگری استاد پیرش ( سال رابرسون ) كه شاید به این حقیقت رسیده و نمی خواهد شاگردش از آن با خبر باشد كه لذت حال را با دانستن آینده خراب نكند ( به موضوع دژاوو در دوازده میمون به طور كلی تری پرداخته شده است ) اما پیرمردی كه ناگهان در مترو ناپدید می شود كیست ؟

او در واقع همان نصایح استادش می باشد كه در دو جا بر او عینیت میابد در سكانسی كه برای او آوازی می خواند كه چكیده طرز فكر استاد راجع به مكس است كه ناگهان ناپدید می شود ، چون ذهن كنجكاو مكس راه خود را پیدا كرده است و دیگر گوش او به این حرفها بدهكار نیست   

و بار دوم كه سال از او دیگر نا امید شده است كه آنرا با پس گرفتن روزنامه به صورت عصبی نشان می دهد ولی باز هم شاگرد خود را رها نمی كند و به تعقیب او می رود ( ولی فكر او همراه اوست ).

در ادامه نیاز به سرمایه داری رو هر چند از پشت درهای بسته میبینیم و رسیدن به جواب كه غرق در هاله ای نور است كه نمی دانیم پوچی است یا كمال .

ولی تكلیف چیست چون نسل بعدی در راه است نسلی كه زیبایی جزئیات (برگ بر خلاف مكس كه به كل درخت نگاه می كرد) را می بیند ولی باز هم تشنه حقیقت است ولی مكس راهنمایی ندارد زیرا به جایی رسیده كه استادش رسیده بود شاید،

علاوه بر این ها مهمترین هدف فیلم كه شاید درون مایه اصلی فیلم نیز باشد بیان این نكته است كه درك ماهیت حقیقت از حیطه عقل خارج است و باید ایمان داشت تا به آن رسید (ر-ك: درل در مغز - كوبیدن تكه ای از مغز در دستشویی توالت)

کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ، کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم !

نكته دیگر كه بیشتر جنبه سینمایی فیلم و استفاده به جا از تكنیك ها را می رساند استفاده از پن های شلاقی است كه ضرب آهنگی تندی به فیلم میدهد كه تداعی كننده گذر سریع لحظه هاست و اهمیت را بر روی چیزی نشان می دهد كه آرنوفسكی از مخاطبش می خواهد همچنین فیلم با حال و هوای خود ما را یاد دنیای پیچیده لینچ می اندازد كه نشان از پیروی آرنوفسكی از این كارگردان فقید دارد.

مهدی هداوند

 

 


حواشی و جوایز فیلم

دارنوفسكی این فیلم را در سال 1998ساخت و بخاطر ساخت این فیلم مجبور شد پول های زیادی از دوستان و فامیل های خود قرض کند و تعداد زیادی قطعات کامپیوتری برای استفاده در این فیلم بخرد. این کمبود پول به حدی بغرنج شده بود که از هر دوست و آشنایی که اونها رو می شناخت در خواست 100 دلار پول برای پایان دادن فیلم می کردند. ولی بعد از اکران فیلم فروش بسیار خوبی کرد (حدود 3.000.000دلار) و موفق شد برنده جایزه بهترین فیلمنامه از Independent Spirit award بشه بعلاوه کاندید و برنده بهترین جوایز از جشنواره های مختلف هم شد. بسیاری از نقادان ارنوفسکی را بخاطر اینکه توانسته در سنین جوانی خود فیلم ای پرمحتوا و تاثیر گذار بسازد تحسین کردند.

 

امتیاز کسب شده : 100 

نظر ها
جستجو
surena     |Registered |2008-05-20 10:37:12
يكي از فيلمهايي بود كه تاثير فراواني روي شخص بنده داشت !
يادم هست علاقه ام به رياضي چنان شده بود كه تا مدت زيادي جز 2 تا نمره رياضي اول مدرسه مان بودم !
( البته ذهن زيبا هم همين خاصيت رو براي من داشت )
delusion   |89.165.21.xxx |2008-06-02 22:43:52
در‌نهایت پایان فیلم را چگونه تفسیر می‌کنید؟ آیا مکس با درک حقیقت به تکامل می‌رسد یا با درک عجزِ عقل و استدلال خود به آرامش می‌رسد؟ به نصیحت مادرش گوش می‌دهد و برای همیشه چشم از خورشید تابناک می‌پوشاند یا اینکه فراتر از انتظارات می‌رود؟ سکانس پایانی فیلم حاکی از آن است که سلوکی عارفانه و مملو از آرامش بر مکس حاکم است. حال نظر من براین است که این آرامش نشانگر عجز مکس در برابر حقیقت است. آرونوفسکی مطابق دیگر آثارش(مرثیه‌ای برای یک رویا و چشمه) فیلم را تراژدیک به پایان می‌رساند. علاقه‌مندم از نظر دیگر دوستان نیز مطلع شوم.
در‌ضمن درمورد شباهتی که میان آرونوفسکی و لینچ متذکر شدید بگویم‌که از نظر من آرونوفسکی بعضا‌ با ساختار سورئالیستی فیلم‌هایش بیننده را سردرگم و مجذوب می‌کند ولی سبک آرونوفسکی با سبک لینچ تفاوت‌های بسیاری دارد و اصلا صحیح نیست که بگوییم آرونوفسکی از لینچ پیروی کرده. لینچ در دنیایی سیاه از ذهن شخصیت‌هایش پیشروی می‌کند و با چشمی تاریک‌نگر در آن کنکاش می‌کند و با نگرشی روان‌شناختی به شخصیت‌هایش نگاه می‌کند. این ویژگی‌ها کمتر در فیلم‌های آرونوفسکی دیده می‌شوند. به نظر من چنین قضاوت‌هایی بسی بیشتر جای تجزیه و تحلیل دارد و درست نیست که به سادگی کارگردانی را پیرو کسی یا چیزی بدانیم...
با تشکر از مطلبتان.
D3vil  - re:   |84.47.247.xxx |2008-06-05 22:05:15
در پايان همانطور كه در تحليل گفتم مكس جزئيات را رها كرده و كليات را پذيرفته (سكانس تماشاي درخت )
jahanshahi_amir   |80.191.123.xxx |2008-06-27 15:40:39
tytrdy
jahanshahi_amir   |80.191.123.xxx |2008-06-27 15:40:57
jahanshahi_amir   |80.191.123.xxx |2008-06-27 15:41:17
jahanshahi_amir   |80.191.123.xxx |2008-06-27 15:41:36
elemeNt   |85.9.76.xxx |2008-10-12 18:43:34
merc
mahnazz   |80.191.250.xxx |2009-05-24 11:31:55
mishe begid pas in zirnevisha koja hastand ?
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

3.21 Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 
< بعد   قبل >
Copyright © 2006 Zirnevis.com All rights reserved.
تظاهرات 18 تیر