پایگاه زیرنویس arrow فرهنگنامه سینما arrow خانۀ روی دریاچه (The Lake House)
خانۀ روی دریاچه (The Lake House)
نوشته مدیر سایت   
31 تیر 1385
LakeHouse_poster02_small سازندگان:

 

کارگردان:        آلخراندرو آگرسی (Alejandro Agresti)
تهیه کننده:       سانی مالهی (
Sonny Mallhi)

نویسنده:         دیوید یوبرن (David Auburn)

فیلم نامه:        آلخراندرو آگرسی / دیوید یوبرن

بازیگران:        کیانو ریوز (Keanu Reeves)

                   سندرا بولاک (Sandra Bullock)

                   شهره آغداشلو

شرکت پخش کننده     برادران وارنر (Warner Brothers)

 


 

 

نقد کوتاه:

 

این آخرین فیلم بازیگر مشهور هالیوودی کیانو ریوز  (بازیگر اصلی فیلم ماتریکس) است.

"خانه روی دریاچه" رو از روی یه فیلم کره ای به نام "ایل ماری" بازسازی کردند. فروش فیلم تو هفته اول 13 میلیون دلار بود و در کل 48 میلیون دلار فروش کرد که به زحمت هزینآ ساختش رو در آورد.

کلا خودم با این فیلم حال کردم چون انتظار یک فیلم شاعرانه و دوستی از راه دور (دوست قلمی) داشتم ، ولی تو سینما غافلگیر شدم. دوست داشتم توی سینما یه خودکار و کاغذ داشتم و از تمام نکات یادداشت بر می داشتم که بتونم براتون بنویسم و تو سینما هم کسی به آدم خودکار و کاغذ قرض نمیده!

وقتی برگشتم رفتم خود فیلم رو از اینترنت دانلود کردم ، اونم با چه کیفیت افتضاحی که بیا و ببین... خلاصه داستان رو دقیقا خط به خط براتون این زیر نوشتم که اگر مشکلی در درک اون داشتین بخونید. این متن قطعا تمام جزئیات رو کاملا پوشش داده.

به نظر من با اینکه از نظر منطقی بعضی جاهای فیلم گیر داره ، ولی آدم باید نکات مثبت رو ببینه. البته اگر من کارگردان و نویسنده فیلم بودم پایان خوش رو براش انتخاب نمی کردم. به هر حال اونها اینطوری ترجیح دادند و من هم نه کارگردانم و نه نویسنده.

 


 

 

نکات جالب:

·         قسمتی از فیلم که در سال 2004 اتفاق میفته دو شخصیت فیلم با یه آهنگ پال مکارتنی می رقصند که این آهنگ سال 2005 انتشار یافته

·         توی فیلم رستوران خیلی گرون قیمتی است به اسم "ایل ماری" که در واقع اسم فیلم کره ای هستش.

·         "سندرا بولاک" (بازیگر) توی مصاحبه اعلام کرد اون خونه ای که روی دریاچه است با اینکه آب لوله کشی داشت ولی توالت نداشت!

·         این اولین فیلم بازگشت سندرا بولاک و کیانو ریوز پس از فیلم "سرعت" بود.

·         ابتدا قرار بود که "جان کوساک" نقش اصلی فیلم رو بازی کنه ولی اون قبول نکرد.

·         ابتدا موقع فیلم برداری قرار بود که شخصیت ها تو سال 2004 و 2002 باشند و اگر دقت کنین می بینین که بعدا که فیلم برداری تموم شده اومدن توی دوبله عدد ها رو دوباره ضبط کردن و کردنش 2004 و 2006

 


 

متن داستان:

 

 کیت در خانه روی دریاچه
 کیت در خانه روی دریاچه

فیلم با اسباب کشی دکتری افسرده به نام "کیت فاستر" (سندرا بولاک) شروع می شود که از خانۀ زیبایش بروی دریاچه ای به "شیکاگو" میرود.

در راه "شیکاگو" یاد داشتی برای مستاجر جدید خانه اش می گذارد و از او می خواهد که اگر نامه ای برای او آمد ، به آدرس جدیدش در شیکاگو ارسال کند و درباره جاهای پای سگ مقابل درب و جعبۀ زیر شیروانی توضیحاتی می نویسد.

کیت به بیمارستانی در شیکاگو می رود و شروع به کار می کند. دکتر سرپرست بخش او (شهره آغداشلو) با او گرم می گیرد.

 

 آلکس به تازگی وارد خانه شده است
 آلکس به تازگی وارد خانه شده است

اما ، "آلکس وایل" (کینو ریوز) ، مستاجر جدید ، خانه را در وضعیتی متفاوت  تحویل می گیرد. (بعدا حتی متوجه می شویم که طراح آن خانه پدر خود آلکس است) اولا که بسیار کثیف و دوم اینکه جای پای سگی در کار نیست پس به نامه "کیت" اهمیتی نمی دهد تا اینکه زمانی که داشت اسکله خانه اش را رنگ می کرد سگی از روی قوطی رنگ عبور می کند و جای پای خود را روی آن می گذارد و از دقیقا همان جایی که "کیت" گفته بود عبور می کند.

 

 کیت در روز ولنتاین 2006 با مادرش
 کیت در روز ولنتاین 2006 با مادرش

روز ولنتاین 2006 کیت در کنار میدانی نشسته است که اتوبوسی با یک عابر و ماشین تصادف می کند (که بعدا متوجه می شویم "آلکس" بوده است) عابر در صحنه تصادف کشته می شود و کیت ضربه روحی بدی دریافت می کند.

زمانی که "آلکس" پاسخ نامه "کیت" را می نویسد متوجه می شود که بر خلاف خودش که در سال 2004 زندگی می کند ، "کِیت" در سال 2006 آنجا زندگی می کرده است یعنی این نامه از آینده برای او رسیده است و آلکس در واقع قبل از "کیت" در آن خانه زندگی می کرده است و این نامه ها تنها از طریق صندوق پستی کهنه جلوی درب ویلا بین آنها رد و بدل می شود.

آلکس به سراغ پدر و برادر خود که سالهاست ندیده است می رود. ابتدا پدرش چندان برخورد خوبی با او ندارد ولی به هر حال او را می پذیرد. او و برادرش زمانی ایده تاسیس شرکت طراحی ساختمان را با هم داشتند. برادر آلکس او را ترغیب به انجام این پروژه می کند ولی او چندان علاقه ای به این کار ندارد.

 

 آلکس نامه از کیت دریافت کرده است
 

نامه نگاری این دو ادامه پیدا می کند و بعضا حتی می توانند با هم تلپاتی کنند (که البته بطور مشخص با دلیل محکم به بیننده ثابت نمی شود) ، و تنها پس از مدت زمان کوتاهی عاشق همدیگر می شوند و آن هم تنها با نامه نگاری بدون دیدن همدیگر.

از آنجایی که کیت در زمانی جلو تر قرار دارد ، به آلکس آدرس مکان هایی که در سال 2004 از آن عبور کرده است را می دهد. در یکی از این مکان ها که ایستگاه قطاری بوده است که کتابی را آنجا جا گذاشته است، آلکس موفق به دیدن "کیت" می شود ، اما "کیت" با دوست پسرش است و وقتی از دوست پسرش جدا می شود که سوار قطار شود کتابی را جا می گذارد که آلکس قرار است به دست وی برساند. این کتاب هدیه پدر "کیت" است و برای وی ارزشمند است بنابراین از "آلکس" می خواهد که آن را درون صندوق پست بگذارد.

آلکس کتاب را بر می دارد ولی داخل صندوق پست که راه مبادله آنهاست نمی گذارد و می گوید راهی متفاوت برای رساندن آن به دست کیت در نظر دارد.

 ملاقات کیت و آلکس در سال 2004
 ملاقات کیت و آلکس در سال 2004
سرانجام آلکس خانه کیت و دوست پسرش را در سال 2004 پیدا می کند و به جشن تولد "کیت" می رود. اتفاقی بیرون از منزل با "کیت" برخورد می کند و مدتی با هم صحبت می کنند. همان بیرون منزل کیت با آلکس می رقصد و حتی او را می بوسد. مورگان (دوست پسر کیت) همان لحظه سر میرسد و آنها را می بیند. ("مورگان" تا مدت ها از این موضوع دلخور می ماند ، حتی بعد از جدایی اش از "کیت" بار ها به آن اشاره می کند برای مثال کمی قبل تر در فیلم ، در سال 2006 که او از "کیت" جدا شده است در ملاقاتی به این بوسه اشاره می کند ، هرچند مطلع نمی شویم که "کیت" ، "آلکس" را بوسیده است).

اگر چه "آلکس" او را می شناسد ولی "کیت" هیچ خبری از رابطه آنها در آینده ندارد و اینکه شاید حتی عاشق آلکس شود.

پدر "آلکس" سکته خفیف قلبی می کند و در همان بیمارستانی بستری می شود که "کیت" دو سال بعد در آن کار می کند. "آلکس" شب را پیش پدرش می گذراند. فردای آن روز "کیت" در سوابق بیمارستان متوجه می شود که پدر آلکس در آن تاریخ بر اثر حمله قلبی مرده است و سعی می کند قبل از وقوع حادثه در سال 2004 این را به آلکس بگوید ولی موفق نمی شود.

 

 آلکس مشغول کار در خانه اش
 آلکس مشغول کار در خانه اش

"آلکس" تصمیم میگیرد به هر طریق ممکن "کیت" را ببیند. پس برای روز بعد در زمان "کیت" با او قراری در رستوران "ایل ماری" میگذارد . ولی "آلکس "در زمان خود دو سال و اندی با زمان قرار فاصله دارد. کیت سر موعد به رستوران می رود و تا دیر وقت منتظر "آلکس" می شود ولی از آلکس خبری نمی شود.

روز بعد که با "آلکس" صحبت می کند به این نتیجه می رسد که دیدار آنها با هم غیر ممکن است و از او می خواهد که رابطه شان را قطع کنند.

"آلکس" خانه را تخلیه می کند و یادداشت هایی که در این مدت برای "آلکس" نوشته بوده است را درون جعبه ای می گذارد و جعبه را زیر شیروانی قرار می دهد و کتاب گمشده کیت را نیز زیر تکه چوبی از پارکت خانه مخفی می کند که کیت بتواند آن را بعدا پیدا کند. بعد به سراغ "مورگان" (دوست پسر کیت در آن زمان) می رود و کلید خانه را به او می دهد و می گوید که "این چیزی است که کیت می خواهد."

سپس به دفتری در شهر نقل مکان می کند و با کمک برادرش همان شرکت طراحی ساختمان را که قبلا وعده کرده بودند تاسیس می کند.

 

 کیت و مورگان در مقابل رستوران ایل ماری

 کیت و مورگان در مقابل

رستوران ایل ماری

"کیت" پس از دو سال (یعنی در سال 2008) دوباره با "مورگان" دوست می شود و با هم منزلی جدید در شهر پیدا می کنند و به دنبال شرکت طراح ساختمان می روند. بر حسب اتفاق این شرکت همان شرکتی است که "آلکس" و برادرش تاسیس کرده اند. کیت و مورگان روز ولنتاین سال 2008 با برادر آلکس ملاقات می کنند ولی اطلاعی از آلکس به عنوان یکی از موسس های شرکت ندارند. "کیت" روی دیوار نقاشی از "خانه روی آب" را می بیند و سراغ نقاش آن را می گیرد. برادر آلکس به او میگوید که "آلکس" دو سال پیش در حادثه ای فوت کرده است.

 

 کیت و مورگان در شرکت طراحی
 کیت و مورگان در شرکت طراحی

"کیت" متوجه می شود که این مرد همان آلکس بوده است پس به سرعت به خانه روی دریاچه میرود و یادداشتی برای آلکس می گذارد که چنانچه روز ولنتاین 2006 او را ببیند و از خیابان عبور کند کشته خواهد شد و آن مردی که در آغوش کیت در آن روز مرده است خود آلکس بوده است. "کیت" به آلکس می گوید که ولنتاین 2008 به خانه روی دریاچه برگردد تا او را ببیند.

 

 ملاقات کیت و آلکس در سال 2008
 ملاقات کیت و آلکس در سال 2008

در طرف دیگر ماجرا آلکس دقیقا روز ولنتاین با برادر خود از خیابانی عبور می کند و به یاد آنچه کیت گفته بود می افتد پس به سمت خانه روی دریاچه می رود و یادداشتی که "کیت" برای او گذاشته است می بیند و از خطر مرگش مطلع می شود. پس همان روز زمانی که کیت را آنسوی خیابان می بیند از خیابان عبور نمی کند و نمی میرد.

سرانجام آلکس در ولنتاین 2008 به خانه روی دریاچه می رود و کیت را پس از 4 سال ملاقات می کند.

 

 

 

 


 

نکته:

این سوال برای برخی ها پیش میاد که غیر ممکنه که آلکس به دیدن "کیت" بره چون در زمان گذشته زندگی می کنه چون از نظر زمانی همیشه از کیت عقبه.

ولی به نظر من این جواب رو میشه داد: چون آلکس در سال 2004 پیغام های کیت رو دریافت می کنه دلیل بر این نیست که در سال 2006 یا 2008 وجود خارجی نداره ، قطعا چه مرده و چه زنده اثری از اون در سال 2006 و تا ابد خواهد بود...

ما در فیلم 2 شخصیت در سه زمان مختلف داریم ، یعنی 6 نقطه زمانی. اولی کیت در سال 2004 و دوم کیت در سال 2006 ، بعد سوم کیت در سال 2008. بعد آلکس در سال 2004 و آلکس در سال 2006 و آلکس در سال 2008. با احتساب منطق زمان کیت و آلکس تنها در زمان های یکسان می تونند با هم ارتباط داشته باشند. و کیت نمی تونه از سال 2006 با آلکس در سال 2004 صحبت کنه و چیز عجیبی و تخیلی که تو فیلم اتفاق می افته اینه که می تونه. پس این رو جزء تخیل فیلم محسوب کنیم که با گذشته افراد امکان برقراری ارتباط وجود داره.

ارتباط کیت از سال 2006 با آلکس در سال 2004 دلیل بر این نیست که آلکس در سال 2006 وجود خارجی ندارد ، ولی آلکس هنوز موفق به پیدا کردن کیت در سال 2006 نشده است و تازه قبل از اینکه کیت در سال 2006 موفق به ارتباط به آلکس بشود اصلا آلکس مرده است.

پس از ارتباط کیت و آلکس از آینده به گذشته تغییراتی در رخدادهای این دوره صورت می گیرد که از نظر فرضیه زمان توجیه ناپذیر است ولی خوب هر چه باشد این فیلم تخیلی است و هر چیزی غیر ممکنی ، ممکن می شود. برای مثال آلکس می توانست از مرگ پدرش جلوگیری کند اگر "کیت" از قبل به او هشدار می داد و پدرش را زیر نظر مراقبت های ویژه (ICU) نگهداری می کردند احتمال داشت پدرش زنده بماند و به این ترتیب آینده و مسیر زمان و رخدادهای آن تغییر می کرد.

اینطور هم می توان توجیه کرد.

·        (از دیدگاه آلکس): پسری به نام آلکس دختری را در سال 2004 می بیند ، او را می بوسد ولی رابطه آنها محدود می شود. سال 2006 آن دختر را دوباره در آنسوی خیابان می بیند ولی به سراغش نمی رود. سال 2008 به خانه روی دریاچه می رود و همان دختر را می بیند.

·        (از دیدگاه کیت): او با مورگان دوست است ، روز تولدش در سال 2004 مردی را می بوسد و دیگر او را نمی بیند ، سال 2006 همان مرد مقابل او تصادف با اتوبوس تصادف می کند و "کیت نظاره مرگش است (این واقعه بعدا منحل می شود  و چنین چیزی اتفاق نمی افتد و این "آلکس " نمی میرید و از دیدگاه "کیت" اصلا این اتفاق رخ نداده است). سال 2008 همان پسر را که جان سالم به در برده است را در خانه روی دریاچه می بیند.

 

 پس میشه جدول زمانی این ها رو اینطوری نوشت:

  1. (سال 2004) آلکس یادداشتی در صندوق پستی مبنی بر درخواست ارسال نامه ها دریافت می کند (نامه سال 2006 نوشته شده است) ، در نامه قید شده است که جاهای پای سگی روی اسکله جلوی منزل وجود دارد که از قبل آنجا بوده است ولی آلکس جای پای سگی نمی بیند.
  2. آلکس اسلکه را رنگ می کند و سگ جای پای خود را می گذارد.
  3. آلکس با کیت (دختری از آینده) ارتباط برقرار می کند و از وضعیت او مطلع می شود.
  4. آلکس کتاب کیت را در ایستگاه قطار بر می دارد
  5. آلکس به مهمانی تولد کیت می رود و کیت را بیرون منزل می بوسد ولی کیت نمی داند که در آینده با آلکس تلپاتی خواهد داشت و رابطه فیزیکی آنها در سال 2004 منحل می شود.
  6. "جک" (سگ آلکس) فرار می کند ، آلکس کتاب را زیر پارکت می گذارد ، یادداشت ها را زیر شیروانی قرار می دهد و خانه را ترک می کند. سپس کلید را به دوست پسر  کیت می دهد و آنها به منزل اسباب کشی می کنند.
  7. (این قسمت فیلم رخداد دو گانه دارد که همه را گیج می کند)
    1. کیت کتاب را از زیر پارکت برمی دارد.
    2. کیت کتاب را زیر پارکت پیدا نمی کند! و تا روزی که با آلکس صحبت می کند آن را مفقود میابد.
  8. سال 2006: کیت به شیکاگو نقل مکان می کند و یادداشتی برای مستاجر بعدی می گذارد (که به زمان گذشته سفر می کند و به دست آلکس می رسد)
  9. (باز اینجا رخداد دوگانه صورت میگیره):
    1. روز ولنتاین 2006 "آلکس" در خیابان با اتوبوس تصادف می کند و  "کیت" مرگ او را نظاره می کند.
    2. روز ولنتاین 2006  "آلکس" در خیابان تصادف نمی کند و نمی میرد (در واقع به کمک اطلاعاتی که دریافت کرده است می تواند جان سالم به در ببرد)
  10. (سال 2007) کیت دوباره رابطه اش را با مورگان آغاز می کند.
  11. روز ولنتاین 2008 کیت و مورگان به دفتر شرکت طراحی ساختمان می روند و کیت از مرگ آلکس با خبر می شود.
  12. کیت به خانه روی دریاچه می رود و یادداشتی برای آلکس می گذارد ، آلکس که جان سالم به در برده است طبق وعده قبلی در روز ولنتاین 2008 به خانه روی دریاچه می رود و کیت را می بیند. 
نظر ها
جستجو
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

3.21 Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 
Copyright © 2006 Zirnevis.com All rights reserved.