|
فیلم "چشمان کاملا
بسته" آخرین اثر کوبریک قبل از مرگ وی بود. فیلمنامه این فیلم بر اساس رمان
"ترامنول" Traumnovelle ("داستان
خیال") اثر "آرتور
اِشنیتزِر" نوشته شده است. این فیلم را حدود 4 سال پیش ترجمه کردم اما تا
امروز به این دقت نقدی برای آن ننوشته بودم.
فیلم محصول سال 1999 است ،
"نیکول کیدمن" و "تام کروز" بازیگر های اصلی آن هستند و در
زمان ساخت فیلم هنوز طلاق نگرفته بودند. کوبریک تنها بعد از اولین روایت ویرایش
فیلم مرد و از اونجایی که کوبریک مردیست که از تکرار و کار زیاد کار عالی می سازه
، تمام منتقدین اتفاق نظر دارند که قطعا اون قبل مرگش تغییرات چشم گیری در فیلم
میداد. اما با تمام این نقد ها فیلم بدون هیچ دستخوشی منتشر شد و نظر کمپانی
برادارن وارنر این بود که به کار کوبریک نباید دست زد که خودم هم به شخصه همچین
اعتقادی دارم. اما این مطلب ناگفته نمونه که قسمتی از صحنه های فیلم روتوش شده
بود. یعنی صحنه هایی که محتوی سکس آنها شدید بود با جلوه های ویژه کامپیوتری ملایم
تر شد و تصویر مستقیم از آلت مرد از فیلم حذف شد که در این مورد من اعتقاد قطعی
دارم که کوبریک چنین نمی کرد و تا اون آلت مرد روی پرده سینما نمی رفت فیلم رو
بیرون نمیداد.
داستان فیلم در شهر نیویورک
اتفاق میفته ولی کوبریک تصمیم گرفت که در لندن فیلم رو بسازه که دلیل های زیادی
براش آورده شده اما به نظر من علت این کار جدا کردن کروز و کیدمن از آمریکا می
تونه باشه و اینکه خود کوبریک ساکن انگلیس بود و قطعا علاقه شخصی هم برای اینکار
داشته.
مقایسه با فیلم نامه با
نمونه اصلی ("داستان خیال")
داستان پیچیده این فیلم منجر
به چندین گونه تعبیر مختلف توسط اشخاص شده است و گفتنی است که این پیچیدگی محصول
تبحر ویژه کوبریک و از ویژگی کارهای اوست. حتی اگر تنها داستانی را انتخاب کند و
مولف آن هم نباشد در انتخاب داستان برای تبدیل به فیلم نامه از ویژگی خاصی بخوردار
است.
"چشمان کاملا بسته"
تقریبا به اصل داستان ("داستان خیال") وفادار بود. ولی بخش مهم و حیاتی
داستان را کوبریک حذف کرده بود که قطعا بیننده را در درک کامل و مستقیم داستان
راهنمایی میکرد. یعنی عوض کردن رمز عبور به مهمانی از "دانمارک" به
"فیدلیو".
تصور کنید خانه ای پر از راهرو
های مختلف و سر در گم در مقابل دارید که تمامی راهرو ها با چراغ های نورانی شده
اند ولی تنها در گوشه از خانه چراغی بسیار کوچک توسط استنلی کوبیریک خاموش می شود
و همین برای شما کافیست که شاید هیچوقت راه خود را نتوانید پیدا کنید و از این
خانه خارج نشوید.
(این متن ادامه دارد...)
|