الماس خون (Blood Diamond)
نوشته مدیر سایت   
23 دی 1385
BloodDiamond_small

نام:

الماس خون (Blood Diamond)

کارگردان:

ادوارد زوئیک (Edward Zwick)

تهیه کننده:

جیلان گرفیل (Gillan Gorfil)

 ادوارد زوئیک (Edward Zwick)

فیلم نامه نویس:

چارلز لیویت (Charles Leavitt)

بازیگران:

لئوناردو دیکاپریو (Leonardo DiCaprio)

 

جنیفر کانلی (Jennifer Connely)

 

جیمون هانسو (Djimon Hansou)

 

مایکل شین (Michael Sheen)

 

آرنولد وسلو (Arnold Vosloo)

موسیقی:

جیمز نیوتون هوارد (James Newton Howard)

فیلم بردار:

ادواردو سرا (Eduardo Serra)

ادیتور:

استیون راسن بلام (Steven Rosenblum)

شرکت پخش کننده:

شرکت برادران وارنر (Warner Bros. Picture)

تاریخ انتشار:

8 دسامبر2006

زمان فیلم:

138 دقیقه

بودجه فیلم:

100 میلیون دلار

فروش فیلم:

48 میلیون دلار (تا 14 ژانویه 2007)

 

 


درباره فیلم:

 

الماس خون ، اصلاحی است که به الماس به دست آمده از معادن الماس در محدوده جنگی اطلاق می شود. این الماس ها معمولا برای تجهیز ارتش شورشیان یا دولتی ها هزینه می شود. محور داستان این فیلم به حول افرادی می چرخد که با الماس خون درگیر هستند.

 

سازمان ملل متحد در دهه 90 تحریم هایی را به شرکت و کشور های درگیر با اینگونه الماس ها اعمال کرد.

بخش مهم دیگری که فیلم به آن توجه می کند سربازان خردسال است. ارتش های شورشی های آفریقایی ، از جمله کشور سیارالئون همواره از کودکان خردسال زیر 15 سال استفاده می کنند.

 

 


نمایی از داستان:

فیلم ماجرای یک ماهیگیر سیارالئونی است جنگ در کشورش خانواده او را متلاشی می کند. او برای نجات خانواده اش با یک تاجر الماس و یک خبرنگار راهی سفری می شود.

 

 


نقد فیلم (کوتاه یا بلند):

اگر چه فیلم از جهاتی با دیدگاهی کلیشه ای به مبحث جنگ نگاه می کند ، اما شکل گیری خوب داستان و انگیزه قوی شخصیت های آن چشمگیر است.

همچنین فیلم بر خلاف اصول هالیوودی ساخته شده است و درگیری ها را زشت و زننده نشان می دهد و سعی بر نشان دادن وقایع و انتقاد جامعه بین المللی دارد. این نیت نویسنده و کارگردان درجه خاصی به فیلم داده است.

بازیگری خوب دیکاپریو و هانسو و جنیفر کانلی نکات منفی فیلم را پوشیده است ، با تمام این تفاسیر فیلم فروش پایینی نسبت به سرمایه آن داشت ولی موفق به کسب کاندیداهای خوبی از موسسه آکادمی و گلدن گلوب شد.

فیلم سعی زیادی به نشان دادن آدم کشی و نسل کشی در آفریقا دارد و دیدگاه غرب به این جنایات را نشان می دهد

با تمام خوبی های داستان ، پایان فیلم بسیار فرسوده است و حتی نشان دادن سالامون در یک محفل با شکوه هیچ پیغام جالبی را در بر ندارد. چرا که او نیز خود قاچاقچی الماس بوده است. مرگ آرچر و جانفشانی ناگهانی او نیز نا معقول و زودتر از انتظار بود.

 

 

 

 


نکته جالب:           

شخصیت دیکاپریو در این فیلم مدعی می شود که اگر الماس را پیدا کند قاره آفریقا را ترک می کند و دیگر بر نمی گردد. او همچنین در فیلم هوانورد مدعی می شود که اگر هواپیمای او کار نکند آمریکا را ترک می کند و دیگر باز نمی گردد.

 

 


جوایز فیلم:

نام شخص

برنده یا نامزد

بخش جایزه

جشنواره مربوطه

"جیمون هانسو"

نامزد

بازیگر نقش دوم

جشنواره نوار سیاه

"لئوناردو دیکاپریو"

نامزد

بهترین بازیگر

جشنواره گلدن گلوب

 

 

 


جزئیات داستان فیلم:

فیلم با دستگیری یک ماهیگیر سیارالئونی به نام سالامون وندی (Solomon Vandy) توسط نیروهای شورشی آغاز می شود. خانواده او از مهلکه فرار می کنند و وی را به معدن استخراج الماس می فرستند.

او در حین کار در معدن یک الماس بسیار بزرگ صورتی پیدا می کند. ولی آن را زیر انگشتن پایش مخفی می کند. زمانی که برای اختفای الماس از مافوقش اجازه می گیرد مورد تعقیب فرمانده قرار می گیرد. فرمانده او را با الماس پیدا می کند ، اما بر اثر انفجار خمپاره نیرو های دولتی کنار فرمانده او شدیدا مجروح می شود و سالامون با الماس موفق به فرار می شود و قبل از دستگیری توسط نیرو های دولتی موفق به دفن الماس می شود.

در زندان سالامون توسط یک قاچاقچی الماس به نام دنی آرچر (Danny Archer) شناسایی می شود. آرچر یک زیمبابوه ای سفید پوست است که به جرم قاچاق الماس برای یک ژنرال آفریقای جنوبی دستگیر شده است.

آرچر متوجه می شود که سالامون یک قطعه الماس بزرگ پیدا کرده است. او پس از آزادی ترتیب آزادی سالامون را می دهد تا بتواند به الماس او دسترسی پیدا کند.

پس از آزادی سالامون که به دنبال پیدا کردن خانواده اش است به همراه آرچر (قاچاقچی اسلحه) به سراغ یک زن خبرنگار آمریکایی به نام "مدی باون" می روند می روند تا نام خانواده سالامون را در اسناد سازمان ملل جستجو کند. این خبرنگار که خود به دنبال نوشتن مقاله و پیدا کردن روابط بین قاچاقچیان الماس است.

سالامون زن و دو فرزند خود را در کمپ آوارگان سازمان ملل پیدا می کند ولی متوجه می شود که پسرش توسط نیروهای شورشی اسیر شده است.

"مدی باون" در ازای دریافت اطالاعات دقیق قاچاق اسلحه رازی می شوند که به آرچر کمک کند. آنها به همراه یک کاروان خبرنگاران راهی منطقه جنگی می شوند که اتوبوس حامل خبرنگران مورد حمله قرار می گیرد و آرچر ، باون و سالامون موفق به گریز از محلکه می شوند که سپس توسط نیروهای قبیله ای سیارالئون دستگیر می شوند و مردی آشنا می شوند که سعی بر بازپروری سربازان خردسال نیروهای شورشی داشت.

آنان سپس راهی یک مقر نظامیان آفریقای جنوبی می شوند و پس از تجهیر سالامون و آرچر دوباره راهی منطقه دفن الماس می شوند.

آرچر با فرمانده آفریقای جنوبی قرار تقسیم الماس را می گذارد و پس از رسیدن به معدن و مقر نظامیان شورشی موقعیت معدن را برای بمباران به ارتش اعلام می کند.

در حین حمله سالامون که پسر خود را در همان مقر پیدا کرده است در پ دریگیری فرمانده شورشیان را می کشد و تمامی بازمانده گان توسط نیرو های آفریقای جنوبی اسیر می شود.

فرمانده ارتش که قصد تصاحب الماس را دارد با سالامون و آرچر به محل دفن الماس می روند. اما آرچر و سالامون فرمانده و معاون آن را به قتل می رسانند. در حین درگیری خود آرچر نیز مجروح می شود و در راه فرار میمیرد. سالامون و پسرش موفق به فرار با هواپیمای نجات آرچر می شود.

او می تواند با کمک مدی باون می تواند با خریدار الماس از آرچر ملاقات کند. و در ازای مبلغ هنگفتی و نجات خانواده اش الماس را آنان بدهد. باون که از این ملاقات ها و معامله عکس گرفته است این مسئله را در مطبوعات با جزئیاتی که آرچر به او داده است منتشر می کند.

 

نظر ها
جستجو
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

3.21 Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 
Copyright © 2006 Zirnevis.com All rights reserved.