| من اسطوره ام (I Am Legend) |
| نوشته شهیدی پور-غیور | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
درباره فیلم: I Am Legend محصول 2007 ایالت متحده به کارگردانی فرانسیس لاورنس ، سومین اقتباس سینمایی رمان سال 1954 ریچارد ماتیسون پس از فیلم های آخرین انسان روی زمین (1964) و مرد امگا (1971) می باشد . استودیوی وارنر براس در سال 1994 تصمیم به ساخت این فیلم گرفت و بازیگران و کارگردانان مختلفی همچون تام کروز ، مایکل داگلاس ، آرنولد شوارتزینگر ، ریدلی اسکات و راب بومن هر کدام در مقطعی از زمان برای این فیلم در نظر گرفته شدند ولی به دلیل نگرانی های مالی و برآورده نشدن بودجه لازم ، ساخت فیلم تا سال 2006 به تعویق افتاد . سرانجام در سال 2006 استودیو با "فرانسیس لاورنس"به عنوان کارگردان و ویل اسمیت برای ایفای نفش دکتر رابرت نویل قراردادی تنظیم کرد. "من اسطوره ام" در تاریخ 14 سپتامبر 2007 در آمریکا به نمایش در آمد و با فروش 77 میلیونی خود در اولین هفته ی اکران ، رکورد جالبی را خلق کرد . این فیلم فقط در آمریکای شمالی چیزی بالغ بر 550 میلیون دلار فروخت و یک پیروزی بزرگ را برای دست اندرکاران فیلم رقم زد.
نمای داستان: شهر نیویورک پس از یک حمله ویروسی خالی از سکنه شده است و فقط تعداد محدودی از انسانها از دست این ویروس در امان ماندده اند. دکتر رابرت نویل(ویل اسمیت) که یکی از این بازماندگان است سعی دارد تا با کشف واکسنی اثر این ویروس رو خنثی کرده و میتلایان را به حالت اولیه بازگرداند.
بررسی فیلم: سکانس آغازین فیلم با یک مصاحبه تلویزیونی در مورد کشف راه جدیدی برای درمان سرطان با استفاده از ویروس سرخک شروع شده و بلافاصله به سه سال بعد می رویم و در حالی که با شهری عجیب و طاعون زده روبه رو می شویم مردی را میبینیم که مشغول شکار گوزن است. دو سکانس آغازین تا حد زیادی تکلیف را برای بیننده مشخص می سازد و جریان کلی فیلم را نمایان میکند. حدس میزنیم که عامل این ویرانی همان ویروسی است که در ابتدا راحع به آن صحبت شد و اکنون باید منتظر شویم تا همراه با قهرمان داستان فراز و نشیب هایی را پشت سر بگذاریم و در نهایت هم پیروزی ار آن ماست و راه حلی برای این موضوع پیدا میکنیم. داستان فیلم از این حیث کمی میلنگد و بسیار شبیه همتایانش است و به همین دلیل هم ویژگی غیر منتظره بودن را کمی از دست میدهد. ولی فیلم خواص مثبتی دارد که این مشکل را می پوشاند. تا اواسط فیلم هیچ اطلاعی از این که چه اتفاقی افتاده؟ سایرین کجا هستند ، چه بلایی به سر کسانی که به ویروس آلوده شدند آمده و... به بیننده داده نمیشود. در طول فیلم با اسفاده از فلش بک هایی که در واقع خاطرات دکتر نویل هستند از اتفاقاتی که در گذشته افتاده آگاه میشیم و این آگاهی از گذشته قهرمان داستان باعث میشه تا سرنوشت او اهمیت بیشتری برایمان پیدا کند. به آرامی و در طول فیلم نیز به این پرسشها پاسخ داده میشود تا به طور کامل بیننده در جریان فیلم قرار گیرد. فیلم من اسطوره ام داستان را به خوبی روایت میکند و نمیخواهد که یک فیلم علمی تخیلی صرف باشد و سعی شده تا آن جا که ممکن است از از سایر فیلم ها در مضامین مشابه متمایز باشد و به نظر هم تا حد زیادی موفق بوده است. گرچه آمریکایی بودن بودن فیلم به شدت به چشم میخوره :نجات انسانیت توسط یک نفر از نوع آمریکایی که گویا گریزی هم از آن نیست! فیلم به خوبی فضای سیاه و ساکت شهر را به تصویر کشیده است و جو موجود در حد کاملی به بیننده القا میشود. شاید ویل اسمیت بهترین گزینه برای ایفای نقش دکتر نویل باشد. او به بهترین شکل توانسته تا شخصیت مردی را به تصویر بکشد که ماه هاست تنها مانده و در مرز بین عقل و جنون سیر میکند. صحنه های اکشن و درگیری در فیلم بسیار پرتکان و سریع است و بیشتر در تاریکی میگذرد به طوری که تقریبا چیز خاصی پیدا نیست!! اشکالی که در 28 روز بعد هم وجود داشت. من اسطوره ام حرف هایی را نیز به بیننده میزند: هشدار در مورد آینده انسان ، نیاز انسان به زندگی جمعی ، فداکاری ، امید و... در پایان فیلم مسایلی نیز مطرح میشه که کمی بالاتر از حد گنجایش آن است. مسایلی مثل وجود خدا ، بلایا... که در پایان نیز به طور نامحسوسی به آن جواب داده میشه. من اسطوره ام در کل فیلم جذاب و خوبیست و در بین همتایانش یک سرو گردن بالاتر است. قرار است که قسمت دوم فیلم نیز ساخته شود که با وجود موفقیت فیلم در گیشه و استقبال مردم از آن دور از ذهن به نظر نمیرسد! در پایان هم یکی از جملات به یادماندنی فیلم که از زبان دکتر نویل نقل میشه. با این مضمون: " وقتی اون هایی که دارن این دنیا رو خراب میکنند یک لحظه هم آروم نمیگیرند ، من چطور میتونم آروم باشم؟!"
نکات حاشیه ای : - استودیو وارنر براس از سال 1970 حق ساخت این فیلم را بر اساس رمان ریچارد ماتیسون بدست آورده بود . - ویل اسمیت گفته است به این دلیل این نقش را پذیرفته چون فکر می کرده خیلی شبیه به گلادیاتور و فارست گامپ است . - گیلرمو دل تورو گارگردانی این کار را به دیل ساخت فیلم Hell Boy II : The Golden Army نپذیرفت . - استودیو ، 5 میلیون دلار فقط برای فیلمرداری یک صحنه در پل بروکلین نیویورک هزینه کرده است. این صحنه به عنوان گرانترین صحنه فیلمبرداری شده در یک شهر ، در تاریخ سینما شناخته شد . - ویل اسمیت برای چند روز فیلمبرداری را برای شرکت در مراسم عروسی تام کروز با کیتی هولمز ترک کرد .
عوامل ، درباره فیلم ، نکات حاشیه ای: مصطفی شهیدی پور
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!
3.21 Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved." |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||